استدلالات بر حقانیت مذهب شیعه اثنی عشری

در چند سال اخیر وهابیت همچون غده ای سرطانی در جای جای جهان رو به افزایش است. این واقعیتی غیر قابل انکار است. حال این سؤال مطرح می شود که چرا اینگونه است؟ در حالی که برخی نظرات وهابیت خلاف عقل است. فتوای آنها خلاف انسانیت است. تاریخ وهابیت از نسل کشی و غارت و تخریب اماکن اسلامی لبریز شده است، پس چرا عقل سلیم آن را می پذیرد و پیرو آن می شود؟ این امر ناشی از تلاش وهابیت در تبلیغات است.

این درست که در هر جا و مکانی که می رویم، لعن بر این گروه ضاله می فرستیم، ولی با لعن جلوی انتشار آن ها گرفته می شود؟ مسلماً این گونه نیست. ما در کنار لعن و نفرین باید در عمل هم مخالفتمان را اثبات کنیم؛ و الا کاری از پیش نخواهیم برد....


عزيزاني که تمايل دارند در ترويج دين مبين اسلام و مذهب تشيع شريک شوند ميتوانند "کتابخانه جامع دانستنیهای یک شیعه" را دانلود و تکثير کنند...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 8:55  توسط علی  | 

چکیده
واقعه مهم غدیرخم، از طریق روایات شیعه و سنی، به طور متواتر نقل شده است و در اصل وقوع آن هیچ تردیدی نیست . پس باید به این پرسش پاسخ داد که چه عواملی سبب شد تا پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مردم، بخصوص انصار، بدون توجه به واقعه غدیر خم، در سقیفه اجتماع کردند و اقدام به تعیین جانشین برای پیامبر صلی الله علیه و آله نمودند؟

این مقاله، با استناد به متون معتبرتاریخی و با ریشه یابی وقایع، از هنگام بعثت پیامبر صلی الله علیه و آله تا واقعه غدیرخم، و پس از غدیرخم تا رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و تشکیل سقیفه، سعی نموده است تا تصویر روشنی از علل نادیده گرفتن واقعه غدیرخم و تجمع انصار در سقیفه ارائه نماید .

مقدمه
حدیث غدیر، از جمله روایات متواتر است (2) که شیعه و سنی در اصل آن اتفاق نظر دارند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 22:52  توسط علی  | 

إلا تنصروه فقد نصره الله إذ أخرجه الذین کفروا ثانی اثنین إذ هما فی الغار إذ یقول لصاحبه لاتحزن إنّ الله معنا فأنزل الله سکینته علیه و أیّده بجنودٍ لم‌تروها و جعل کلمةَ الذین کفروا السفلی و کلمة الله هی العلیا و الله عزیز حکیم(توبه:40)
الفاظ مورد بحث آیه:
ثانی اثنین/ یقول لصحابه/ فانزل الله سکینه علیه/ ایده بجنود
ثانی اثنین:
ادعای فحر رازی:
خداوند تعالى ابوبكر را «ثانى اثنين؛ دومى از دو تا» ناميده است و او را دومى محمد (ص) در زمانى كه آن دو در غار بوده‌اند قرار داده است.
او این سخن را فضیلتی برای جناب ابوبکر می داند.
الف: منظور از ثانی اثنین چه کسی است
اولا: طبق سیاق کلام منظور از ثانی اثنین کسی نیست جز پیامبر
ثانیا:طبق قواعد علم نحو، «ثانى اثنين» حال است براى ضمير«هاء» در «اذ اخرجه» و به اتفاق شيعه و سنى اين ضمير به رسول خدا صلى الله عليه وآله بر مى‌گردد نه به ابوبكر
این نظریه را بسیاری از علمای اهل سنت نیز قبول دارند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 22:49  توسط علی  | 

به اعتقاد برادران اهل سنت پیامبر اکرم (ص) علم غیب ندارند. آیا این چنین است؟

به اعتقاد برادران اهل سنت پیامبر اکرم (ص) علم غیب ندارند. آیا این چنین است؟

برای این سوال ۲ جواب است.۱.مختصر۲.مفصل

۱.مختصر

چرا پیامبر گفته من غیب نمی دانم و اگر می دانستم بسیاری از ضرر ها را از خود دور می کردم در صورتی که شما می گویید ایشان علم غیب دارند

پیرو سوالی که فرموده بودید باید چند نکته را یادآوری کنیم:
آیاتی که به علم غیب اشاره دارد به دو دسته تقسیم می شوند:
1-آیاتی که علم غیب را فقط از آن خدا دانسته است مثلا در آیه 188اعراف که میفرماید:«بگو که من مالک نفع ضرر حویش نیستم مگر آنچه (خدا)بر من خواسته و اگر من از غیب آگاه بودم بر خیر و نفع خویش همیشه می افزودم و هیچ گاه زیان و رنج نمیدیدم من نیستم مگر رسولی ترساننده و بشارت دهنده ی گروهیکه اهل ایمانند.» 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 19:47  توسط علی  | 

علی بن ابیطالب (نفس پیامبر) تا جایی رسید که پیامبر در شان او چنین فرمود:

 

(همانا جنگ تو. جنگ من است و صلح تو. صلح من)

 

شرح نهج البلاغة - ابن أبی الحدید - ج 20 - ص 221

 

قد ثبت أن رسول الله صلى الله علیه وآله قال له : ( حربک حربی ، وسلمک سلمى

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

 

شواهد التنزیل - الحاکم الحسکانی - ج 1 - پاورقى ص 416

 

 یا علی حربک حربی


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 19:44  توسط علی  | 

« يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الأَمرِ مِنكُم فَإِن تَنازَعْتُم في‏ شَيءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِن كُنتُم تُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ اليَومِ الْآخِرِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْويلاً» (النساء، 59)

ترجمه: اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! خدا و رسول و صاحبان امر خود را اطاعت كنيد. و اگر در باره چيزى به نزاع پرداختيد حكم آنرا بخدا و رسول واگذار نمائيد. اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد اين برايتان بهتر، و سرانجامش نيكوتر است‏.

یک عالم سنی: خداوند متعال در قرآن کریم (النساء - 59) فرمود: اگر اختلاف کردید به رسولش رجوع کنید. پس ضرورتی برای رجوع به امام که در قرآن نیامده نیست. پاسخ را از قرآن بدهید، چون حدیث را قبول ندارم.

این آیه( خطاب به مؤمنین، ضمن تأکید بر اطاعت از «اولی الامر» می‌فرماید: اگر در چیزی اختلاف کردید، حکم آن را به خدا و رسول بگردانید. بسیار خوب، ما نیز می‌گوییم لبیک و همین کار را می‌کنیم. اکنون ما راجع به ضرورت امامت و رجوع به امام با هم اختلاف کردیم. خوب چه باید بکنیم؟ بر اساس این آیه مبارکه‌ باید حکم آن را به خدا و رسول (ص) برگردانیم. لذا در مقام اطاعت کتاب خدا را در دست می‌گیریم و می‌رویم خدمت رسول خدا (ص) و از وی سؤال می‌کنیم: یا رسول الله (ص) پس از وفات حضرتعالی چه کنیم؟ آیا خداوند ما را رها کرده و به خودمان واگذار نموده است، یا راهنمایانی قرار داده است؟ ایشان نیز در پاسخ برای ما خطبه‌ی غدیر را [به تصریح کتب معتبر تشیع و تسنن] ایراد می‌فرمایند و ضمن تصریح و تأکید بر ضرورت تداوم هدایت توسط «امام»، جانشین بلافصل خود و ائمه بعدی تا نفر آخر را به اسم و رسم معرفی می‌کنند. و همین‌طور است راجع به سایر اختلافات.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 19:43  توسط علی  | 

مناظره اول : کافر بودن صحابه پیامبر(ص)

دراین هنگام بزرگ علمای اهل سنت ملقب به شیخ عباسی رشته سخن را بدست گرفت واین چنین آغازکرد :

من تمی توانم با افراد مذهبی که تمامی صحابه ی رسول خدا (ص) را کافر میداند بحث وگفتگو کنم .

سید علوی عالم شیعه گفت : آقاجان بفرمایید اینان چه کسانی هستند که تمامی صحابه را کافر میدانند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 19:41  توسط علی  | 

آیه ای که در آن زنان پیامبر صلی الله علیه و آله را مادران مومنین خوانده این آیه می باشد : النبی اولی بالمومنین من انفسهم و ازواجه امهاتهم. پر واضح است منظور از اینکه همسران پیامبر مادران مومنین هستند جواز نگاه محرمیت و یا ارث بردن مومنین از آنان و یا حکم عدم ازدواج با دختران آنان و ... نمی باشد بلکه منظور این آیه حکم حرمت ازدواج با زنان پیامبر صلی الله علیه و آله است چنانکه اکثر تفاسیر چه شیعه و چه سنی این را بیان داشته اند . همچنین آیه مذکور دلیلی بر مومن بودن و یا مورد تایید بودن تمام زنان پیامبر صلی الله علیه و آله نمی شود بلکه این اصلی مسلم و قطعی است که ملاک ایمان هر شخصی بندگی و سرسپردگی او به دستورات خداوند و رسول او و جانشینان به حقش می باشد و قرابت و خویشاوندی به تنهایی در ایمان فرد نقشی ندارد مانند پسر حضرت نوح علیه السلام و یا زنان ناپاک پیامبران الهی حضرت لوط ونوح علیهم السلام...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 19:40  توسط علی  | 

بدعت چيست و بدعت گذار كيست؟

«بدعت‏» در لغت‏به معنى كار نو و بى سابقه‏اى است كه بيانگر نوعى حسن وكمال در فاعل مى‏باشد، چنانكه يكى از صفات خداوند «بديع‏» است:‹بديع السموات‏و الارض›› (بقره/117). مفهوم اصطلاحى بدعت نيز آن است كه انسان چيزى را كه جزو شريعت نيست، به آن نسبت دهد، و كوتاهترين عبارت براى تعريف اصطلاح بدعت آن است كه بگوييم: ادخال ما ليس من الدين في الدين.

بدعت گذارى در دين از گناهان كبيره بوده و در حرمت آن هيچ ترديدى نيست. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:كل محدثة بدعة و كل بدعة ضلالة، و كل ضلالة في النار»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:42  توسط علی  | 

 

1. اصول دین اسلام پنج قسم است  :

توحید ٬ نبوت ٬ معاد ٬ عدل ٬ امامت

2.  آل عبا پنج نفرند :

حضرت محمد (ص)  ٬  حضرت علی (ع)  ٬  حضرت فاطمه (س)  ٬  امام حسن (ع) و امام حسین (ع) 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:40  توسط علی  | 

«محمد تیجانی سماوی» برای بعضی‌ها یک وجود خیالی است، شخصیتی که ساخته و پرداخته شیعیان است، اما کسی که در هتل لاله تهران ملاقات شد واقعیتی به لطافت خیال بود، مهربان متواضع و بسیار روشنفکر، متبسم و محاسنی کم که با گشاده‌رویی، یک ساعت مصاحبه را پذیرفت.

محمد تیجانی السماوی در ایران با کتاب «آنگاه هدایت شدم» شناخته می‌شود کتابی که شرح چگونگی شیعه شدن وی را از مذهب مالکی اهل تسنن روایت کرده است، تیجانی اما به جز آنکه در دعوت به مذهب حقه جعفری کوشا است و خود تصریح می‌کند که این کار تمام زندگیش است دارای ابعاد شخصیتی برجسته و درس‌آموزی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:38  توسط علی  | 

پاسخ :

اولاً: تنها شیعیان‌ نیستند که‌ با دست‌ باز نماز می‌خوانند، بلکه‌مالکی‌ها نیز با دست‌ باز نماز می‌خوانند.

ابن‌ رشد از علمای‌ معروف‌ اهل‌ سنت‌ در «بدایه‌ المجتهد» می‌گوید: « المسألهالخامسه‌: اختلف‌ العلماء فی‌ وضع‌ الیدین‌ احداهما علی‌ الاخری‌ فی‌ الصلاه فکره ذلک‌ مالک‌ فی‌الفرض‌ وأجازه فی‌ النفل‌». (۱)

( علماء در مسأله‌ قرار دادن‌ یک‌ دست‌ بر روی‌ دست‌ دیگر در نماز، اختلاف‌دارند و «مالک‌» این‌ عمل‌ را در نمازهای‌ واجب‌ مکروه‌ می‌داند ولی‌ درنمازهای‌ مستحبی‌ اجازه‌ داده‌ است‌ ).

ثانیاً: بحثی‌ که‌ در میان‌ مذاهب‌ اهل‌ سنت‌ در مورد دست بسته نماز خواندن وجود دارد این‌ است‌ که‌ آیا این‌عمل‌ مستحب‌ است‌ یا نه ‌؟

سه‌ مذهب‌ این‌ عمل‌ را ـ که‌ «تکتّف‌ یا تکفیر» نیز نامیده‌ می‌شود ـ درنمازهای‌ واجب‌، مستحب‌ می‌دانند و یک‌ مذهب‌ مکروه‌ می‌داند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:24  توسط علی  | 

سجده، یعنی مسلمان عابد، پیشانی خود را [به ویژه در هنگام نماز]، بر روی خاک یا سنگ بگذارد. این مسئله در میان اهل تشیع و اهل تسنن یکسان و مشابه است. و مهر نیز به غیر از خاک چیزی نیست.

منتهی چون نمی‌شود در همه جا به خاک یا سنگ دسترسی یافت و یا خاک و سنگ را همراه خود به مسجد، خانه، شرکت، کارخانه و ... برد، شیعیان خاک پاک را به صورت یک قالب درآورده‌اند تا حملش آسان باشد و لذا در نظر شیعه این خاکی که به شکل مهر درآمده است، هیچ ارزشی به غیر از همان خاک ندارد. مگر آن که تربیت سیدالشهداء علیه‌السلام باشد که آن در همه جا حرمت خودش را دارد. خواه به شرکت مهر درآمده باشد و یا به همان شکل خاک روی زمین کربلا یا ... باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:17  توسط علی  | 

1- روايات فراواني داريم كه پيامبر اكرم (ص ) در مدينه بدون ضرورت نماز ظهر و عصر و نيز مغرب و عشا را متصل خواندند. از برخي از صحابه نيز همين عمل نقل شده است. ائمه اطهار(ع ) نيز آن را مشروع دانسته اند. لذا شيعه فتوا به جواز جمع مي دهد.

2- وقت واجب نماز عصر و عشائ نزد اهل سنت همان وقت فضيلت آن دو نماز نزد شيعه است . لذا شيعه نيز خواندن هر نماز را در وقت فضيلت خود بهتر مي داند. ولي هرگاه امر دائر شود بين اين كه نماز را در پنج وقت ولي فرادا يا در سه وقت ولي جماعت بخوانيم, رعايت جماعت نزد شيعه ترجيح دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:17  توسط علی  | 

مسئله را بایک سوال که در سایت porseman.irامده مطرح می کنیم

وضو از کلمه مسح کردن يمسحو آمده است و گفته شده که با کلمه غسل(شستشو) مترادف و يکي است و در نتيجه وضوي اهل تسنن صحيح است. کلا نوع وضو گرفتن و نوع نماز خواندن اهل سنت و شيعه و تفاوت آنها چگونه بوجود آمد؟



واژه ی وضو هیچ ربطی به واژه ی مسح ندارد ؛ و اگر کسی این دو را از یک ریشه بداند موجب خنده ی شنودگان می شود. اصل معنای وضوء زیبایی و بهجت است ؛ امّا اصل معنای مسح ، کشیدن (مالیدن) مثل دست کشیدن برچیزی. نیز واژه ی وضو و مسح ، ابداً با واژه ی غسل (شستن) ارتباط معنایی ندارند.
پس در سوال حضرت عالی ابتدا ادّعاهایی بی دلیل بیان شده و آنگاه از آنها نتیجه گرفته شده است. البته تعجّب ما از این است که چنین ادّعاهایی را ما تاکنون در کتب رسمی اهل سنّت نیز ندیده ایم ؛ و البته نباید هم ببینیم ؛ چرا که نویسندگان این کتابها یقیناً این مقدار سواد عربی دارند که چنین اشتباهی را مرتکب نشوند. لذا این ادّعاها را حضرت عالی از چه کسی شنیده اید برای ما جای سوال است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:16  توسط علی  | 

خمس در کتاب مقدس

بر اساس روایت «کتاب مقدس» بخش عهد عتیق، حکم و دستور «خمس» در زمان حکومت «یوسف» نبی به عنوان عزیز مصر و در دوره سلطنت فراعنه، از جانب خداوند به یوسف صادر گردید. در کتاب «پیدایش» - نخستین کتاب «تورات» و همچنین نخستین کتاب «عهد عتیق» - آمده است که در دوره هفت ساله برکت - پیش از دوره هفت ساله قحطی - خداوند فرمان داد تا مردم از محصول مزارعشان چهار پنجم را به مصرف خانواده‌هایشان رسانده و یکپنجم - خمس - آن را به خزانه فرعون تقدیم کنند. در هنگام قحطی، به واسطه همین یک پنجم ها، مردم مصر توانستند 7 سال قحطی را پشت سر بگذارند. این حکم در ترجمه کتاب مقدس به فارسی نیز، «خمس» ترجمه شده است.

http://www.rasekhoon.net

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:14  توسط علی  | 

پدید آورنده : فداحسین عابدی ** ، صفحه 79

 

چکیده

 

خمس یکی از مسلّمات اسلام است که قرآن مجید وجوب آن را به صراحت بیان نموده است. قرآن ادای خمس را با ایمان به خداوند پیوند زده است. از اینجا روشن می شود که نه فقط اعتقاد به وجوب خمس، بلکه ادای آن از ضروریات دین است. آنچه بین شیعه و اهل سنت مشترک و مسلّم است، وجوب خمس بر اموال جنگی است. ولی مکتب اهل بیت(ع) با توجه به ظاهر آیه خمس و نظر به عرف و لغت، علاوه بر اموال غنیمت جنگی، خمس هر چیزی را که بر آن در لغت و عرف، غنیمت و فواید صدق می کند، واجب می داند و روایات فریقین را بر این مطلب دلیل آورده است. اما اکثر اهل سنت وجوب خمس را فقط بر اموال جنگی منحصر کرده اند، اگر چه برخی از آنها خمس را بر گنج و برخی دیگر بر اشیا نیز لازم می دانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:13  توسط علی  | 

گفتارسوم: تقسیم خمس

دانشمندان مکتب اهل بیت(ع) اتفاق نظر دارند که طبق آیه (خمس)، خمس به شش قسمت تقسیم می شود: سهم خدا، سهم پیامبر، سهم ذی قربی، سهم ایتام، سهم مساکین، سهم در راه ماندگان. مراد از ایتام، مساکین و وامانده ها نیز خویشاوندگان پیامبرند و در این سهام غیر بنی هاشم شریک نیست، زیرا خداوند صدقه را بر آل محمد حرام و در عوض خمس را حق آنان قرارداده است. ولی اهل سنت به چند دسته تقسیم شده اند: گروهی خمس را به شش سهم، برخی به پنج سهم، برخی به چهار سهم، و برخی به سه سهم تقسیم کرده اند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1391ساعت 20:8  توسط علی  | 

رابطه ى منطقى بين سوال و شبهه, عموم و خصوص مطلق است. هر شبهه اى سوال است, اما هر سوالى شبهه نيست. شبهه خودش نوعى سوال است. اما سوالى است كه براى استفهام و طلب فهم, مطرح نشده است. براى دانستن و گسترش معلومات و هدايت يافتن به راه صحيح, نيست. شبهه داراى مختصات و ويژگى هايى است كه در اولين فصل صحبت در بخش هاى مختلف به همين مختصات و ويژگى ها خواهيم پرداخت; البته باز با تإكيد بر اين كه قضيه ى شبهات مهدويت مورد نظر است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:44  توسط علی  | 

1.  مهدي منتظر كسي نيست كه شيعه مي‌گويد چون او از اولاد امام حسن(ع) است نه از اولاد امام حسين، و هنوز هم به دنيا نيامده است و امام حسن عسكري (ع) تا پايان عمر به اعتراف همگان عقيم بوده است؟

2.  معناي فراگيري ظلم و ستم در جهان قبل از ظهور چيست ؟

3.  راه شناخت امام زمان (عج) در آخر الزمان چيست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:44  توسط علی  | 

1-منابع زرتشت:در «زند» که کتاب مذهبی زرتشتیان است در باره ی انقراض اشرار و وراثت صالحین آمده است:«لشگر اهریمنان با ایزدان دائم در روی خاکدان محاربه و کشمکش دارند و غالبا پیروزی با اهریمنان باشد. اما نه به طوری که ایزدان را محو و منقرض سازند. چه در هنگام تنگی از جانب «اورمزد» که خدای آسمان است به ایزدان که فرزندان اویند یاری می رسد و محاربه ایشان۹۰۰۰سال طول می کشد آنگاه پیروزی بزرگ از آن ایزدان می شود و اهریمنان را منقرض می سازند و تمام اقتدار اهریمنان در زمین است و در آسمان راهی ندارند و بعد از پیروزی ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان عالم کیهان به سعادت اصلی خویش رسیده و بنی آدم بر تخت نیکبختی خواهند نشست.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:42  توسط علی  | 

با اينکه کتابهاي فعلي آسماني از تحريف در امام نمانده اند ، در آنها به پاره اي از حقايق بر مي خوريم که اگر چه به تنهايي براي اثبات اين واقعيت مفيد واقع نمي شوند ، اما مي توانند براي احتجاج با کساني که به همان آيين مومن هستند موثر باشند آنچه در سطور بعد مي آيد قسمتهايي از کتابهاي آسماني درباره امام مهدي (ع) است :

1. «صديقان زمين را تا ابد وارث گردند» (کتاب مزامير ، مزمور سي وهفتم)

بعلاوه اين کتابها جزئيات بسياري را درباره اوضاع آخرالزمان در بردارند که مويد مطالبي هستند که در احاديث مسلمانان ياد شده است . سپس مي گويد : «اما اشرار همگي نابود مي شوند».


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:41  توسط علی  | 

در قرآن، آیات بسیارى وجود دارد كه به شهادت روایات مستند و معتبر، درباره حضرت مهدى(علیه السلام) و قیام جهانى او نازل گردیده است قرآن مجید نیز نسبت‏به این موضوع اهتمام ویژه‏ای داشته و اراده و خواست‏خداوند متعال را بر این می‏داند که دوران کومت‏شیطان به پایان رسد و بساط پیروان او برچیده شود و حتما تمام بندگان صالح خداوند در همه جای زمین به حکومت رسند و سراسر گیتی به آنان سپرده شود تا قوانین اسلام به طور کامل و همه جانبه تطبیق و اجرا و سعادت افراد بشر تضمین و تامین گردد و هدف نهایی از زندگی تحقق پذیرد

بیش از یکصد و بیست آیه از آیات قرآن به مساله مهدویت تفسیر شده است که در اینجا به برخی از آن‏ها اشاره می‏کنیم:

1 - « الم× ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین× الذین یؤمنون بالغیب و ...» (1)

امام صادق علیه السلام در ذیل این آیه فرمودند: «متقیان شیعیان علی علیه السلام هستند و غیب همان حجت غائب است‏». (2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:41  توسط علی  | 

از آن‎جا كه مسئله غیبت امام عصر(عج) از طرف ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ مطرح شده است، از همان زمان این مسئله مورد بحث و گفت‎وگو قرار گرفته و راجع به علت آن از ائمه ـ علیهم السلام ـ سؤال شده و ایشان پاسخ‎هایی را به آن داده‎اند كه بدان اشاره خواهیم نمود؛ لیكن برای روشن شدن این پرسش لازم است، پیشاپیش نكاتی را یادآور شویم:

1. «تكلیف» مبتنی بر اصل «اختیار» است، یعنی در صورتی می‎توان به كسی امر و نهی كرد و او را به انجام كاری تكلیف كرد كه بتواند آن كار را انجام دهد یا آن را ترك نماید. بنابراین، مكلف نمودن انسان مجبور لغو و بیهوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:40  توسط علی  | 

خداوند متعال مي فرمايد: (وَلَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الأَْرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ/(الانبياء(105)

" در « زبور » بعد از ذکر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته ام وارث (حکومت) زمين خواهند شد» "

مقصود از اين آيه چيست؟ منظور از اينکه زمين را بندگان صالح خدا ارث مي برند، چيست؟ و اين آيه چه زمان تحقق خواهد يافت؟ چه زمان بندگان صالح خدا زمين را به ارث خواهند برد؟ و آيا چنين چيزي محقق خواهد شد؟ حاشا که سخن خدا دروغ باشد، ممکن نيست خدا قضيه اي را بيان نمايد و محقق نگردد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:39  توسط علی  | 

بازخوانی  احادیث مشترک بین اهل سنت و شیعیان در خصوص امام مهدی (عج) میتواند به نزدیکتر شدن دیدگاههای پیروان  مذاهب  اسلامی  کمک شایانی نموده و بر همدلی ، وفاق و آمادگی آنان جهت امر مبارک ظهور ، هر چه بیشتر بیافزاید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:38  توسط علی  | 

1)-  راههای دستیابی به یک معرفت دینی صرف را می توان به شکل ذیل تبیین کرد:

الف: پیامبر اسلام(ص) یا امام(ع) را، معصوم تلقی کنیم.

ب: معرفت دینی مورد نظر مخالف صریح عقل نباشد و ذاتاً ممکن باشد.

ج: پیامبر(ص) یا امام به حقانیت و وجود و صحت آن معرفت دینی تصریح کرده باشد. با شرایط فوق برای یک مؤمن جایی جهت انکار باقی نمی ماند و ایمان به چنان معرفتی و پذیرفتن آن به حکم عقل واجب است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:37  توسط علی  | 

نكته ی اول این است كه از دیدگاه شیعه, مسئله ی امامت از مسائل كلامی است و تحت عنوان ((وجوب علی الله)) مطرح می شود; مانند مسئله ی نبوت از دیدگاه متكلمانی كه به حسن و قبح عقلی اعتقاد دارند. قائلان به حسن و قبح عقلی متكلمان امامیه, معتزله و ((ماتریدیه))اند. متكلمان ((ماتریدیه)) از نظر فقهی, حنفی مذهب اند و از نظر كلامی, پیرو ابومنصور ماتریدی(2) می باشند و به قاعده یحسن و قبح عقلی اعتقاد دارند.(3) اشاعره چنین اعتقادی ندارند; به ((وجوب علی الله)) معتقد نیستند; به استثنای بعضی از متفكرانشان مانند شیخ عبده. امامیه معتقداند كه امامت از صغریات حسن و قبح عقلی و وجوب علی الله است. نزاع بین امامیه و معتزله و طرف داران حسن و قبح عقلی, نزاع كبروی نیست, نزاع صغروی است. آن ها قبول دارند كه نبوت از مصادیق آن قاعده است, اما امامت را از مصادیق آن نمی دانند. ما فعلا از دیدگاه شیعه سخن می گوییم. بنابراین نكته ی اول این شد كه امامت از دیدگاه شیعه, مسئله ای كلامی و تحت عنوان ((وجوب علی الله)) است و از مصادیق حسن و قبح عقلی می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1391ساعت 20:36  توسط علی  | 

جورج جرداق مسيحي درباره اين بزرگ مرد آقا اميرالمؤمنين علي (ع) مي گويد:

در پيشگاه حقيقت و تاريخ برابر است چه اين بزرگ مرد را بشناسي و چه نشناسي زيرا حقيقت و تاريخ گواهي مي دهند که او عنصر بي پايان فضيلت، شهيد و سالار شهيدان نداي عدالت انساني و شخصيت جاودانه شرق است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 21:21  توسط علی  | 

با این که حضرت علی (ع) دومین شخص جهان اسلام، و وصی پیامبراکرم (ص) بود، چرا نام او در قرآن نیامده است؟

ج: 1- قرآن در مقام بیان همه چیز نیست، بلکه بیانگر کلیات و عناوین اصلی اسلام است، به همین دلیل نام هیچ یک از اصحاب و همسران پیامبر (ص) در قرآن نیامده است، جز نام زید (زید بن حارثه) که پسر خوانده پیامبر (ص) بود، با زینب بنت جحش دختر عمه آن حضرت ازدواج کرد، سپس بر اثر ناسازگاری، او را طلاق داد، به دستور خدا به عنوان شکستن سنت جاهلیت که ازدواج با همسر مطلقه پسرخوانده را حرام می دانستند، پیامبر (ص) با زینب ازدواج کرد، به این مناسبت نام زید در قرآن آیه 37 احزاب آمده است آنجا که می خوانیم: «. . . فلما قضی زید منها و طرا زوجناکها لکی لا یکون علی المؤمنین حرج فی ازواج ادعیائهم; هنگامی که زید نیازش را از آن زن (زینب) به سر آورد (و از او جدا شد) ما او را به همسری تو (ای پیامبر) در آوردیم، تا مشکلی برای مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده هایشان - هنگامی که طلاق گیرند - نباشد»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1391ساعت 21:19  توسط علی  | 

مطالب قدیمی‌تر